تبليغاتX
دیوار آجری


.朝もやの紛に雁の立にけり
asa moya no magire ni kari no tachi ni keri


under the cover

of morning's haze

geese taking off

Issa 1815




به آسمان می‌پرند
در میان مه صبحگاهی
غازها



یکی می شوند
با مه صبحگاهی --
پرواز غازها


گم می شوند
میان مه صبحگاهی --
پرواز غازها

 بدون نام

***

در پوششي از مه صبحگاهي
غازها
آغاز مي كنند
پرواز را...



ف. ک

***

+ نوشته شده در  87/11/03ساعت   توسط استاد بنا  | 

.山見ても海見ても秋の夕哉
yama mite mo umi mite [mo] aki no yûbe kana

looking at the mountain
looking at the sea...
autumn evening

Issa


نگاهی به کوه

نمایی از دریا

غروب پاییزی

 

عاطفه(احلام)

×××

نگاهی به کوه ها

نگاهی به دریا

غروب پاییز

 

فاهوس

×××

چشمی به کوه و

چشمی به دریا ...

عصرگاه پائیز

 

رضا

×××

دوختم

به کوه

به دریا

چشم

عصر پاییزی...

 

نیکو

×××

نگاهم پی کوه و دریا

عصر پاییزی

 

نیکو

×××

کوه را بنگر

به دریا نگاه کن

در این غروب پائیزی

 

پوران کاوه

×××

تماشای کوهستان

تماشای دریا ...

غروب پاییز

 

 وحید

×××

نگاه به کوه ها

و دیدن دریا و عصر های پاییزی در آن

 

ساروس

×××

 

تماشای کوه و

تماشای دریا...

پسین‌گاه پاییز.

 

سید علی میرافضلی

×××

تماشای کوه

تماشای دریا...

عصر پاییز

 

 نسیم

×××

در نگاه به کوه

و دریا

تنها غروب پاییز است.

 

مهدی عباسی

×××

نظاره ی کوهستان

نظاره ی دریا

شامگاه خزان

 

مرتضی

×××

 
+ نوشته شده در  87/08/25ساعت   توسط استاد بنا  | 

Fields and mountains
all taken by snow
;
nothing remains

Joso

 

 

کوه و زمین
همگی برف پوش

چیزی نمانده است

 

امیر

***

 

کوه و زمین
همگی برف

و دیگر هیچ

 

امیر

***

 

دشت ها و كوه ها را
سراسر برف پوشانده

هيچ به چشم نمی آيد

 

عشاهير

***

 

سراسر كوهها و دشت هارا
فرش برف پوشانيده

و جز آن هيچ نيست

 

بي نام

***

 

 

كوه ها و دشت ها را سراسر
فرش برف پوشانيده

و جز آن هيچ نيست

 

 بي نام

***

 

چیزی باقی نیست
دشتها و کوهستان

همه برف پوش

 

 رضا

***

 

 

از کوه و دشت
چیزی نمانده

همه سراسر برف

 

پوران کاوه

***

 

دشت ها و کوهستان را
برف
در بر گرفته
و اثری از هیچ چیزی نیست

 

حامد خان

***

 

دشتها و کوهها
همه را برف گرفته

چیزی باقی نمانده

 

فاهوس 

***

 

دشت و کوه
زیر پوششی از برف،

هیچ چیز پیدا نیست

 

فریق تاج گردون 

***

 

دشتها و کوهها
همه در تصرف برف

چیزی باقی نیست

 

سحر

***

 

دشت و کوه
در سیطره برف

و دیگر هیچ

 

 فاطیما کرمی

***

 

برف
دشت
و کوه را
پوشانده
....
اثری از چیزی نیست

 

فاطیما کرمی

 ***

 

 

دشت ها و قله ها را
برف برد

و هیچ چیز باقی نماند!

 

راحیل

***

 

از کوه و دشت

جز برف

چیزی نمانده است

 

محکوم

***

 

 

 


 

 

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت   توسط استاد بنا  |