as I picked it up
to cage it... the firefly
lit my finger-tips
نورمی تاباند سر انگشتم را
شبتاب
كتايون
*_*
هنگام که بر می دارمش
نور می دهد سر انگشتانم را
کرم شب تاب
مصلوب
*_*
چون گرفتمش
تا در قفس بنهم او را...کرم شب تاب
سرانگشتانم را روشن کرد
مايلا
*_*
چه روشن کرد سر انگشتانم را شب تاب ،
آنگه که خواستم بگذارمش در قفس ...
بهناز
*_*
نور، به تو هم روشنی خواهد بخشید.
حتی زمانیکه در بند کشی او را
در قالب یک شب تاب
دلربا
*_*
در همان حین که برداشتمش
تا زندانیش کنم شعله ی خشمش
انگشتانم را سوزاند
روژ وو نوا
*_*
برش داشتم تا زندانیش کنم...
اما او آتش بالی بود
که سر انگشتان مرا سوزاند!
Miss R.Z
*_*
morning glories ---
awakened
in the middle of a dream
Chiyo-ni(1701-1775)
نيلوفر پيچ ها-
برمي خيزند
در نيمهء رويا
فريبا
*_*
بیدار میشوند
در میانه ی رویا
نیلوفر های پیچ.
فاهوس
*_*
نيلوفر پيچ ها-
بيدار مي شوند
در نيمهء خواب
فريبا
*_*
حس زیبایی بامدادان ...
در میانه یک رویا
بهناز
*_*
از میان رویایم
سر براورد حس باشکوه
طلوع بامدادان.
دلربا
*_*
درخشش بامداد ...
بیدار شده
میان یک رویا
فرناز
*_*
نیلوفر پیچ
بیدار شده گوئیا
در میان یک رویا
كتايون آموزگار
*_*
بیدار شده
در میان یک رویا
گل های نیلوفر پیچ
نوين نبوي
*_*
شکوه بامداد
برخاسته
در میان یک رویا
مصلوب
*_*
شکوه صبح...
در اوج یک رویا...
بیدار است!
Miss R.Z
*_*
شادی صبحدم
ناتمام می ماند
در میانه یک رویا
مرتيكه
*_*
نيلوفرپيچ ها-
دل از خواب بريدن
در نيمه هاي رويا.
حديث بحريني
*_*

Blow of an ax,
Pine scent,
The winter woods.
Yusa Buson
انداختن یک درخت
می پیچد بوی صنوبر
جنگل زمستانی
مريم
*_*
ضربات تبر
بوی چوب کاج
هیزم زمستان
كتايون
*_*
صداي تبر -
رايحه ي كاج ِ
بيشه ي زمستاني
گردو
*_*
صداي زوزة يك تبر
احساس ناله و اندوه
جنگلي زمستاني.
هانيه
*_*
با ضربه تبر
رایحه ی کاج بلند شد
چوبهای زمستانی.
دريچه ها
*_*
با کوبش تبر
رایحه درخت همیشه سبز میاید
کاج
ليلا
*_*
ضربه ای ... تراویدن تبری
روی بوی کافور کاج
چوبهای زمهریر زمستانی
اديسه
*_*
جنگل و زمستان_
ضربه تبر،
عطر یک درخت کاج.
آينا
*_*
طنین صدای تبر
پراکندگی عطر کاج
اینست زمستان جنگلها.
فاهوس
*_*
هيزم زمستان
تبر فرود مي آيد
بوي كاج ...
فريبا
*_*
دمیدن یک تبر
بوی کاج
درختان زمستانی!
Somebody
*_*
ضربه تبر
عطر کاج
جنگل زمستانی
مجید
*_*
ضربه های تبر
عطر کاج
جنگل زمستانی
مجید
*_*
ضربه تبر
عطر کاج
هیزم های زمستانی
مژگان
*_*
پیچیدن صدای تبر
بوی حسرت کاج
تبدیل شدن به هیزم زمستان.
دلربا
*_*
I want to sleep
Swat the flies
softly, please.
Shiki
می خوام بخوابم
مگسا رو بپّرون!
یواش، لطفا".
فريبا
***
می خواهم بخوابم _
مگس ها را بران
فقط آرام.
اليزابت
***
خواب میخواهم
مگس کش را آرام بزن
بر مگسها لطفن.
فاهوس
***
می خواهم بخوابم
مگسها را به نرمی بکشید، لطفن
ميثم امامي
***
می خواهم بخوابم
خواهش میکنم ، آهسته
مگس ها را بکش.
ماهور
***
میخواهم بخوابم
حتی اگر خواستی مگسی را برانی
با لطافت اینکار را بکن.
دلربا
*_*
مي خواهم بخوابم
آهسته
مگس را بپران
ع. پاشايي
***
.老の身は日の永いにも涙かな
oi nureba hi no nagai ni mo namida kana
Growing old--
even the long day
brings tears
Issa -1816
بلند شدن روز فصل واژه باهار است.
انسان هرچقدر پير ميشود ظرافت و زيبايي چيزها را بيشتر حس مي كند و حساس تر ميشود.
(ع. پاشايي)
پیر شدن
تمام روز حتی -
ریزش اشک ها ...
*****
پيري
حتی روز بلند
گريهات مياندازد
مريم
*****
سالخوردگی
بلند شدن روز ها هم
هوای گریه دارد
*****
پیر شدن..
اشک هایش می ریزد
روز بلند نیز
*****
پیر شدن -
حتی روز بلند
اشک به چشم می آورد
*****
اشک به همراه دارد
حتی روز بلند
طولانی شدن عمر
یا حتی طولانی شدن یک روز
غمناک و اشک اور است.
بهاره
*****
وقتی پیر شدی
حتی اگر عمر طولانی کرده باشی
اشکهای حسرت میریزند.
دلربا
من که پیر شده ام
حتا از بلند شدن روز
اشک می ریزم
ع.پاشایی
******