تبليغاتX
دیوار آجری

 

 

as I picked it up
to cage it... the firefly
lit my finger-tips

 

 

Taigi  (1709–1771)

 

 

 

 تا به قفس...
نورمی تاباند سر انگشتم را
شبتاب

 

كتايون
*_*

 

هنگام که بر می دارمش
نور می دهد سر انگشتانم را
کرم شب تاب

 

مصلوب
*_*

 

چون گرفتمش
تا در قفس بنهم او را...کرم شب تاب
سرانگشتانم را روشن کرد

 

مايلا
*_*

 

چه روشن کرد سر انگشتانم را شب تاب ،
آنگه که خواستم بگذارمش در قفس ...

 

بهناز
*_*

 

نور، به تو هم روشنی خواهد بخشید.
حتی زمانیکه در بند کشی او را
در قالب یک شب تاب

 

دلربا
*_*

 

در همان حین که برداشتمش
تا زندانیش کنم شعله ی خشمش
 انگشتانم را سوزاند

 

روژ وو نوا
*_*

 

برش داشتم تا زندانیش کنم...
اما او آتش بالی بود
که سر انگشتان مرا سوزاند!

 

Miss R.Z
*_*

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/02/28ساعت   توسط استاد بنا  | 

 

morning glories ---
awakened
in the middle of a dream

 

 

Chiyo-ni(1701-1775)

 

  

نيلوفر پيچ ها-

برمي خيزند

در نيمهء رويا

 

فريبا

*_*

 

بیدار میشوند

در میانه ی رویا

نیلوفر های پیچ.

 

فاهوس

*_*

 

نيلوفر پيچ ها-

بيدار مي شوند

در نيمهء خواب

 

فريبا

*_*

 

حس زیبایی بامدادان ...

در میانه یک رویا

 

بهناز

*_*

 

از میان رویایم

سر براورد حس باشکوه

 طلوع بامدادان.

 

دلربا

*_*

 

درخشش بامداد ...

بیدار شده

میان یک رویا

 

فرناز

*_*

 

نیلوفر پیچ

بیدار شده گوئیا

در میان یک رویا

 

كتايون آموزگار

*_*

 

بیدار شده

در میان یک رویا

گل های نیلوفر پیچ

 

نوين نبوي

*_*

 

شکوه بامداد

برخاسته

در میان یک رویا

 

 

مصلوب

*_*

 

شکوه صبح...

در اوج یک رویا...

بیدار است!

 

Miss R.Z

*_*

 

 

شادی صبحدم

ناتمام می ماند

در میانه یک رویا

 

مرتيكه

*_*

 

 

نيلوفرپيچ ها-

دل از خواب بريدن

در نيمه هاي رويا.

 

حديث بحريني

*_*

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/02/17ساعت   توسط استاد بنا  | 

Blow of an ax,
Pine scent,
The winter woods.

Yusa Buson 

 

انداختن یک درخت
می پیچد بوی صنوبر
جنگل زمستانی

 

مريم

*_*

 

 

ضربات تبر
بوی چوب کاج
هیزم زمستان

 

كتايون

*_*

 

 

صداي تبر -
رايحه ي كاج ِ
بيشه ي زمستاني

 

گردو

*_*

 

 

صداي زوزة يك تبر

احساس ناله و اندوه

جنگلي زمستاني.

 

هانيه

*_*

 

با ضربه تبر
رایحه ی کاج بلند شد
چوبهای زمستانی.

 

دريچه ها

*_*

 

 

با کوبش تبر
رایحه درخت همیشه سبز میاید
کاج

 

ليلا

*_*

 

ضربه ای ... تراویدن تبری
روی بوی کافور کاج
چوبهای زمهریر زمستانی

 

اديسه

*_*

 

جنگل و زمستان_
ضربه تبر،
عطر یک درخت کاج.

 

آينا

*_*

 

طنین صدای تبر
پراکندگی عطر کاج
اینست زمستان جنگلها.

 

فاهوس

*_*

 

هيزم زمستان
تبر فرود مي آيد
بوي كاج ...

 

فريبا

*_*

 

دمیدن یک تبر
بوی کاج
درختان زمستانی!

 

Somebody

*_*

 

 

ضربه تبر

عطر کاج

جنگل زمستانی

 

مجید

*_*

 

 

ضربه های تبر

عطر کاج

جنگل زمستانی

 

 

مجید

*_*

 

ضربه تبر

عطر کاج

هیزم های زمستانی

 

مژگان

*_*

 

پیچیدن صدای تبر

بوی حسرت کاج

 تبدیل شدن به هیزم زمستان.

 

دلربا

*_*

+ نوشته شده در  86/02/15ساعت   توسط استاد بنا  | 

 

I want to sleep
Swat the flies
softly, please.

 

 

Shiki

 

 

می خوام بخوابم

مگسا رو بپّرون!

یواش، لطفا".

 

فريبا

***

 

می خواهم بخوابم _

مگس ها را بران

فقط آرام.

 

اليزابت

***

 

خواب میخواهم

مگس کش را آرام بزن

بر مگسها لطفن.

 

فاهوس

***

 

می خواهم بخوابم

مگسها را به نرمی بکشید، لطفن

 

ميثم امامي

***

 

می خواهم بخوابم

خواهش میکنم ، آهسته

مگس ها را بکش.

 

ماهور

***

 

میخواهم بخوابم

 حتی اگر خواستی مگسی را برانی

با لطافت اینکار را بکن.

 

دلربا

*_*

  

 

مي خواهم بخوابم

آهسته

مگس را بپران

 

ع. پاشايي

 

***

 

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت   توسط استاد بنا  | 

 

.老の身は日の永いにも涙かな
oi nureba  hi no nagai ni mo namida kana

Growing old--
even the long day
brings tears

Issa -1816

 

بلند شدن روز فصل واژه باهار است.

انسان هرچقدر پير ميشود ظرافت و زيبايي چيزها را بيشتر  حس مي كند و حساس تر ميشود.

(ع. پاشايي)

 

 

 

پیر شدن
تمام روز حتی -
ریزش اشک ها ...

 

فريبا

*****

 

 

پيري
حتی روز بلند
گريه‌ات مي‌اندازد

 

 

مريم
*****

 

 

 

سالخوردگی
بلند شدن روز ها هم
هوای گریه دارد

 

 

 

کتایون

*****

 

 

پیر شدن..
اشک هایش می ریزد
روز بلند نیز

 

 

مصلوب

*****

 

 

پیر شدن  -

حتی روز بلند

اشک به چشم می آورد

 

 

گردو

*****

 

پیر شدن
اشک به همراه دارد
حتی روز بلند

 

 میتورا

*****

طولانی شدن عمر
یا حتی طولانی شدن یک روز
غمناک و اشک اور است.

بهاره
*****

وقتی پیر شدی

حتی اگر عمر طولانی کرده باشی

 اشکهای حسرت میریزند.

 

 

دلربا

*****

 

من که پیر شده ام

حتا از بلند شدن روز

اشک می ریزم

 

 

 

ع.پاشایی

******

 

 

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت   توسط استاد بنا  |